سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
104
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
و الاحصان اصابة البالغة العاقلة الحرة فرجا مملوكا لها بالعقد الدّائم او الرّق تغدو عليه و تروح اصابة معلومة . و چنانچه در تعريف احصان مرد گفتيم اينجا نيز اين را مىگوئيم كه بقيد [ بالغه ] و به [ عاقله ] مجنونه و به [ حرّه ] كنيز از تعريف خارج مىگردد و نيز آنچه در تعريف احصان مرد داخل مىباشد اين جا نيز داخل مىگردد يعنى تعريف احصان در زمان شامل مىشود موردى را كه طفل صغير يا مجنون و يا عبد با وى دخول نمايد و حال آنكه واقع امر اينطور نبوده بلكه در تحقق احصان زن شرط است كه واطى بالغ باشد . قوله : و مقتضى ذلك الخ : حاصل فرموده شارح در ذيل متن مذكور يعنى [ بذلك تصير المرئة محصنة ] اين است كه مقصود مرحوم مصنف از اين عبارت يكى از دو معناى ذيل ممكنست باشد . الف : مراد اينست كه : وقتى شروط و قيود مذكور در تعريف نسبت بمرد جمع و فراهم گرديد هم وى محصن خوانده مىشود و هم زن را محصنه گويند ، البته بنابراين معنا اشكلى بمرحوم مصنف وارد است و آن اينكه : مقتضاى اين معنا آنست كه موطوئه مرد مزبور اگر كنيز يا صيره نيز باشد مىبايد به آن دو نيز محصنه اطلاق كردد زيرا تعرى مذكور در اين دو مورد نيز صادق است يعنى مىتوان گفت : عبارت [ اصابة البالغ العاقل الحرّ له بالعقد الدّائم او الرقّ يغد و عليه و يروح اصابة معلومة ] نسبت بايندو نيز محقق بوده لاجرم فرقى نمىكند كه موطوئه حرّه و بالغه بوده يا كنيز در صغيره نمىگويند زيرا در احتمال زن حريّيت و بلوغ نيز شرط است همانطورى كه عقل معتبر